شکوفه نیلوفر آبی روشی برای تولید ایده است که موضوع اصلی را وسط یک جدول سه در سه میگذارد و هشت زاویه مرتبط را دورش میچیند. بعد هر زاویه مرکز جدولی تازه میشود و حاصل کار شصت و چهار ایده دستهبندیشده روی یک برگه است.
فهرست مطالب
Toggleریشه این روش از کجاست
این تکنیک را معمولاً به یاسوئو ماتسومورا نسبت میدهند، او پژوهشگر مدیریت اهل ژاپن بود. مایکل میکالکو بعدها آن را در نوشتههایش درباره خلاقیت به مخاطب غربی معرفی کرد و از همانجا بین مربیان کسبوکار و معلمها و طراحها رواج یافت.
اسم نیلوفر آبی بیدلیل نیست، گلبرگها از مرکز شروع میشوند و رو به بیرون باز میشوند و نقشه ایدهها هم دقیقاً همین شکل را پیدا میکند.
چرا از طوفان فکری معمولی بهتر جواب میدهد
طوفان فکری کلاسیک یک ایراد پنهان دارد، ایدههای اول معمولاً بدیهیترینها هستند و جلسه بعد از ده دقیقه به بنبست میرسد. اینجا اما هشت خانه خالی روی کاغذ منتظر است و ذهن آدم از جای خالی بدش میآید و همین فشار ملایم باعث میشود ایدهای که معمولاً کنار گذاشته میشد بالاخره نوشته شود.
نکته دوم ساختار است، چون هر ایده در جایگاهی مشخص قرار میگیرد، رابطه بین ایدهها هم دیده میشود و بعد از جلسه لازم نیست از لابهلای یادداشتهای پراکنده چیزی بیرون کشیده شود.
ساختار شبکه
شبکه اول نه خانه دارد، خانه وسط موضوع اصلی است و هشت خانه اطراف زاویههایی هستند که به آن موضوع مربوط میشوند و هر زاویه را میتوان با یک حرف یا عدد نشان داد.
مرحله بعد جالبتر است، هر یک از آن هشت زاویه به مرکز یک شبکه جدید منتقل میشود و دورش هشت ایده دیگر نوشته میشود و هشت شبکه فرعی و هشت خانه در هر کدام یعنی شصتوچهار ایده.
مراحل اجرا
- موضوع را دقیق و کوتاه بنویسید، افزایش فروش کلی است ولی مثلا پر کردن میزهای کافه بین هشت تا یازده صبح کار را روی ریل میاندازد.
- هشت زاویه یا دستهبندی اطراف موضوع را بنویسید، فقط جهتها را مشخص کنید و ایده کامل لازم نیست.
- هر زاویه را به مرکز یک شبکه تازه ببرید و هشت پیشنهاد برایش بنویسید.
- تا پایان کار هیچ ایدهای را رد نکنید، ارزیابی مال بعد از نوشتن است.
- در پایان سه تا پنج ایده را انتخاب کنید و برایشان اولین قدم عملی تعریف کنید.
یک مثال کاربردی: کافهای که صبحها خالی میماند
فرض کنید صاحب یک کافه کوچک در تهران عصرها صف دارد و صبحها صندلیهایش خالی است. موضوع مرکزی شبکه این میشود، پر کردن کافه از هشت تا یازده صبح.
هشت زاویه اطراف میتوانند اینها باشند:
- قیمت و بستههای صبحانه
- همکاری با شرکتها و دفترهای اطراف
- استفاده از کافه بهعنوان فضای کار
- منوی مخصوص صبح
- رویدادهای کوچک
- سفارش و تحویل
- باشگاه مشتریان
- تولید محتوا و دیدهشدن
حالا زاویه دوم یعنی همکاری با شرکتهای اطراف به مرکز یک شبکه جدید میرود و هشت ایدهای که ممکن است دورش بنشیند:
- اشتراک ماهانه قهوه برای کارمندان یک ساختمان
- رزرو میز جلسه با قهوه و شیرینی برای چهار نفر
- تخفیف گروهی برای تیمهای استارتاپی
- کارت معرفی مخصوص مدیران دفترهای همجوار
- سفارش دستهجمعی صبحگاهی با تحویل داخل ساختمان
- روز مخصوص یک شرکت در هفته
- همکاری با آموزشگاههای نزدیک برای دانشجوها
- اجاره ساعتی کل کافه برای جلسههای تیمی
بعضی از اینها بهوضوح ضعیفاند، مثلا کارت معرفی برای مدیران شاید هیچوقت اجرا نشود اما ایده رزرو میز جلسه یک چیز دارد که بقیه ندارند، ساعتهای خالی صبح را مستقیم به درآمد تبدیل میکند و نیازی هم به تغییر منو یا استخدام ندارد.
شبکههای هفتگانه دیگر هم همینطور پر میشوند و وقتی نقشه کامل شد صاحب کافه نه یک ایده بلکه شصت و چهار گزینه روی میز دارد و میتواند براساس هزینه و سرعت اجرا چند تای اول را انتخاب کند.
اشتباههایی که نتیجه را خراب میکنند
- مشکل رایج اول سانسور زودهنگام است، کسی که هنگام نوشتن ایده را قضاوت میکند معمولاً خانهها را با جملههای بیخطر پر میکند.
- مشکل دوم موضوع مرکزی مبهم است، اگر مرکز شبکه بهبود کسبوکار باشد هشت زاویه هم به همان اندازه کلی میشوند.
- مشکل سوم هم کمتر دیده میشود، ترک کردن خانههای سخت است. خانهای که پر شدنش دشوار است معمولاً همان جایی است که ایده غیرمنتظره آنجا پنهان شده است.
در چنین شرایطی، توانایی مواجهه با ابهام، بررسی راههای جایگزین و ادامه دادن مسیر با وجود موانع اهمیت زیادی دارد و این توانایی با مهارت تابآوری در محیط کار ارتباط دارد و میتواند به افراد کمک کند در مواجهه با چالشها انعطافپذیرتر عمل کنند.
کجا کاربرد دارد و کجا نه
این روش برای مسئلههای باز عالی است، نامگذاری یک محصول و برنامهریزی محتوا و طراحی یک کارگاه آموزشی و حتی پیدا کردن راهحل برای مشکل یک تیم نمونههایی از آناند. اما جایی که جواب به داده و اندازهگیری نیاز دارد جای دیگری است. شکوفه نیلوفر فقط گزینه تولید میکند و انتخاب درست از میان گزینهها همچنان به تحلیل نیاز دارد.
یک کاربرگ ساده با نه خانه کافی است، موضوعی را که بیشتر از یک هفته است دست به دست میشود وسطش بنویسید و خانهها را پر کنید. اگر نصف خانهها هم پر شود چیزی روی کاغذ آمده که قبلاً فقط در ذهن به هم ریخته بود. اگر تجربه یا نکته دیگری درباره موضوع این مطلب دارید، میتوانید آن را در بخش نظرات با سایر کاربران به اشتراک بگذارید، دیدگاههای شما به کاملتر شدن این مطلب از ایزی ترفند کمک میکند.


